دير آمده اي
دير آمده اي
به ديدار تني خسته
روحي آشفته
آنگاه كه عطش نوازشي
هر چند هم خفيف
بيداد مي كرد
" پا پس كشيدي در نيم گشوده را "
رفتي
" حالا كه ديگربار برخواسته اي "
دير آمده اي
به ديدار تني خسته
روحي آشفته
بر نخواهم خواست ديگر
آن بيداد، امروز عادتي شده
غرق در روزمرگي هايم
همراه تصوير غبار آلود تو
از پس زدودن غبار رفتنت، دير آمده اي
به ديدار تني خسته
روحي آشفته
به ديدار تني خسته
روحي آشفته
آنگاه كه عطش نوازشي
هر چند هم خفيف
بيداد مي كرد
" پا پس كشيدي در نيم گشوده را "
رفتي
" حالا كه ديگربار برخواسته اي "
دير آمده اي
به ديدار تني خسته
روحي آشفته
بر نخواهم خواست ديگر
آن بيداد، امروز عادتي شده
غرق در روزمرگي هايم
همراه تصوير غبار آلود تو
از پس زدودن غبار رفتنت، دير آمده اي
به ديدار تني خسته
روحي آشفته