ته به ته 

عاشقانه های پیمان مهدوی

Thursday, March 24, 2005

آخر عاشقانه های دنیا همینه


می خوامت

اما

ندارمت

به همین سادگی

Tuesday, March 22, 2005

می خواهمت


حالا دیگر
وقتی که می خواهم
یعنی
واقعا می خواهم
زلفان ریخته روی پیشانیت را می خواهم
نوازش انگشتانت را می خواهم
باریکای کمرت را می خواهم
لبهای کمرنگت را می خواهم
بدون هیچ واهمه ای
از هیچ انحصاری
می خواهمت
هیچ اگر نباشد
این هست که
افکار من
مال خودم است
در افکارم
در تمام افکارم
می خواهمت
و تو را
در آغوش خواهم کشید
در آغوش
و بوسه
نگاه
نگاهی گره خورده
در نگاه تو
و گفتن ...
آخ
...
می خواهمت
می خواهمت یعنی
به تو نیازمندم
و این
ناتوانی نیست
می دانی چرا
چون
تو هم به من
آری
به «من» نیازمندی
و نیاز یعنی
خواستن
پس
می خواهمت
می خواهمت
می خواهمت