انگار در این روزهای گرم
باید باز هم از تو بگویم
تویی که یادگار سرمای سپید زمستان های گذشته ای
گذشته ای که خط و نشانی جاودانه بر پیشانی دلهامان کشیده
خط و نشانی که هیچ گرمایی را یارای آب کردنش نیست
برف می خواستی
بیا
من خود برفم
پوستینی بر تن همان آدم برفی
که تو ، خوب می شناسیش
من اما تورا .... نمی دانم که می شناسم یا نه
اما از خاطرم رفتنی نیستی که نیستی