ته به ته 

عاشقانه

Thursday, July 24, 2008

نیستی که نیستی


انگار در این روزهای گرم
باید باز هم از تو بگویم
تویی که یادگار سرمای سپید زمستان های گذشته ای
گذشته ای که خط و نشانی جاودانه بر پیشانی دلهامان کشیده
خط و نشانی که هیچ گرمایی را یارای آب کردنش نیست
برف می خواستی
بیا
من خود برفم
پوستینی بر تن همان آدم برفی
که تو ، خوب می شناسیش
من اما تورا .... نمی دانم که می شناسم یا نه
اما از خاطرم رفتنی نیستی که نیستی

0 Comments:

Post a Comment

<< Home