ته به ته 

عاشقانه های پیمان مهدوی

Tuesday, May 15, 2007

اهميتي نداري


رفته اي و از تو ؛
تنها دلتنگي به جا مانده
به همراه كمي دل ناگراني كم رنگ
و چند قطره اشك گاه و بي گاه
و اما بغضي هميشگي
ديگر اهميتي نداري عزيزم
آري
اهميتي ندارد
كه باشي يا نباشي
فرقي نمي كند
نه آرزوي خوب و نه بد
هيچكدام از براي تو
در دلم جاري نمي شود
خوب يا بد
شاد يا غمگين
فرقي نداري
مرده يا زنده
اهميتي نداري
رفته اي از تو تنها
خرده اي خاطره به جا مانده
كه هر روز غبار آلوده تر مي شود
غبار رفتنت
ذهن و قلبم را پو شانده
اهميتي نداري
اينجا يا هركجاي ديگر
با من كه نباشي
فرقي نداري
تو را به هيچ نمي سپارم
چرا كه به سرسپردگي سپرده شدي و رفتي
رفته اي و بازگشتنت
هيچ اهميتي ندارد
من نمي گذرم
تو گذشته اي
گذشته اي كم رنگ و غبار آلود
رقيق
بي وزن و سبك
اهميتي نداري
نه تلخي
نه شيرين
مانند فنجاني قهوه كه ناشيانه شيرين شده باشد