ناله
کاش می توانستم
یک دل سیر
به تو نگاه کنم
به دور از تمام نگاههایی که زیر چشمی می پایندمان
تو را
آه، تو را
یک دل سیر
نگاه کنم
چه می خواهی
با آن نگاههای خیره ات
نگاههای خیره ی خواستنی ات
فریاد تمام نگاههای ما
نگاههای من و تو
می خواهمت می خواهمت بی وقفه است
میان نگاهها و گفتارت مشوش مانده ام
نمی توانم نمی توانم هایت را می گویم
میدانم که می خواهی
اما نمی توانم، جواب نیاز من نیست
جواب بی تابی های نیز
چه می خواهی
حرف حساب قلب و مغز تو چیست
ای دقدقه ی بی وقفه ی لحظه لحظه ی زندگی
کاش می توانستم
به دور از تمام نمی توانم ها یا نمی شود ها
یک دل سیر
تو را و فقط تو را
نگاه کنم
بوسه و آغوش
پیشکش محضر زندگی
این زندگی بی هویت بی همه چیز
که نه مردی می شناسد و نه زنی
کاش می توانستم
تو را ...
شکوایه نامه ام را روی
طرز نگاه تو
به تمام دنیا میخکوب کرده ام
نه
تو را می خواهم
خواسته ام را طلب می کنم
فریاد بر می آورم
که زندگی مرا از خواسته ام
باز داشته است