ته به ته 

عاشقانه های پیمان مهدوی

Sunday, November 26, 2006

تسکین بیهوده


تو را آنلاین روی این صفحه تایپ می کنم
شاید که تازه از راه رسیده ای
عطش تو را روی انگشتانم حس کند
شاید که؛
روی صفحه ی مواج ذهن من
حروف را کنار هم بچیند
وبگوید که تو ؛
چگونه از دستانم گریختی
تو را چگونه یافتم
آه
چگونه از دست دادم
چگونه ؟
کلیدها را از پس هم می فشارم
با انگشتانی که روزی
روی حریر تن تو راه می رفت
چه زیرکانه رد انگشتانم را روی سپیدی برفت دنبال می کردی
با چشمان تیز
با آن حرارت خواستنی
بانگاه هایی مرد افکن
عطش انگشتانم را روی صفحه کلید ، تسکین می دهم
اما افسوس
تایپ تمام واژه های دنیا
به لحظه ای لمس تن تو،
نمی ارزد

Wednesday, November 15, 2006


اینم یه آف از طرف saabbaaa برای ته به ته
شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه ، شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش
مرتب بيشتر ميشه ، مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ، ولي تو اون رو نمي بيني
اما من میگم که
خب وقتی که اینطوریه چرا نمی یاد پیش من تا ببینمش ،چرا نمی تونه راحت باشه
چرا حرف دلشو صاف و پوس کنده نمی گه آخه لامسب،چی می خواد از دست این زندگی
بگه آخه
چرا به جای اینکه تو دریای اشک بخوابه نمیاد پیش من بخوابه
هان ، چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟