تو
تو یعنی ؛
جفت و جور نشدن واژه برای رفع خماری نوشتن
تو یعنی ؛
در عین خواب آلودگی، نخوابیدن
تو یعنی ؛
همیشه در کف سیگار بودن
تو یعنی ؛
همواره به دنبال چیزی گشتن
تو یعنی ؛
خواندن یک شعر ناب
تو یعنی ؛
تزریق موسیقی با ولوم بی نهایت
تو یعنی ؛
گیرکردن سوزن
تو یعنی ؛
نچرخیدن کلید در قفل
تو یعنی ؛
مست بودن
تو یعنی ؛
سنگین بودن گوش
تو یعنی ؛
چه بیایی چه نیایی
تو یعنی ؛
نه خودت می آیی نه نامه ات نه خبرت
تو یعنی ؛
در انتظار جارو شدن و رسیدن به سطل آشغال
تو یعنی ؛
چربی شکمی
تو یعنی ؛
التهاب ریه
تو یعنی ؛
به دنبال جواب اینکه اسب بهتر است یا من
تو یعنی ؛
سوزن یا جوالدوز ؟
تو یعنی ؛
ماجرای شمع و سیگار
تو یعنی ؛
عشق بچه گانه ی دوران کودکی
تو یعنی ؛
چرا اینهمه عجله
تو یعنی ؛
چه زیبا و دلربا بودی
تو یعنی ؛
برچسب بی جنبه بودن
تو یعنی ؛
عشق دختر همسایه
تو یعنی ؛
گفتن دوستت دارم هیچ ربطی به پسر یا دختر بودن ندارد
تو یعنی ؛
مسلم است که همیشه « تو » به یک ماجرای عشقی مربوط نیست
تو یعنی ؛
مطمئنی ؟
تو یعنی ؛
سیریش
تو یعنی ؛
بی خیال شو وقت خوابه
جفت و جور نشدن واژه برای رفع خماری نوشتن
تو یعنی ؛
در عین خواب آلودگی، نخوابیدن
تو یعنی ؛
همیشه در کف سیگار بودن
تو یعنی ؛
همواره به دنبال چیزی گشتن
تو یعنی ؛
خواندن یک شعر ناب
تو یعنی ؛
تزریق موسیقی با ولوم بی نهایت
تو یعنی ؛
گیرکردن سوزن
تو یعنی ؛
نچرخیدن کلید در قفل
تو یعنی ؛
مست بودن
تو یعنی ؛
سنگین بودن گوش
تو یعنی ؛
چه بیایی چه نیایی
تو یعنی ؛
نه خودت می آیی نه نامه ات نه خبرت
تو یعنی ؛
در انتظار جارو شدن و رسیدن به سطل آشغال
تو یعنی ؛
چربی شکمی
تو یعنی ؛
التهاب ریه
تو یعنی ؛
به دنبال جواب اینکه اسب بهتر است یا من
تو یعنی ؛
سوزن یا جوالدوز ؟
تو یعنی ؛
ماجرای شمع و سیگار
تو یعنی ؛
عشق بچه گانه ی دوران کودکی
تو یعنی ؛
چرا اینهمه عجله
تو یعنی ؛
چه زیبا و دلربا بودی
تو یعنی ؛
برچسب بی جنبه بودن
تو یعنی ؛
عشق دختر همسایه
تو یعنی ؛
گفتن دوستت دارم هیچ ربطی به پسر یا دختر بودن ندارد
تو یعنی ؛
مسلم است که همیشه « تو » به یک ماجرای عشقی مربوط نیست
تو یعنی ؛
مطمئنی ؟
تو یعنی ؛
سیریش
تو یعنی ؛
بی خیال شو وقت خوابه